تبليغاتX
عاشق شدن ضمانت تنها نشدن نیست

عاشق شدن ضمانت تنها نشدن نیست

گر نگه دار من آن است که میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

ارزش تو

ارزش بودنت را هميشه از انديشه يك لحظه نبودنت مي توان فهميد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 6 PM  توسط شیما  | 

ديدار

عطش ديدار تو را پاياني نيست     اشتياقيست كه هر لحظه و هر دم دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 5 PM  توسط شیما  | 

حسنعلي عليپور دار فاني را وداع گفت

سلام




بگذار تا ببينمش اكنون كه مي رود اي اشك چرا ره تماشا گرفته اي؟؟؟؟

واقعا مرد بزرگي بود دايي بابام بود - (خير مدرسه ساز)

مثل پدربزرگم دوسش داشتم يه فرشته بود دوست داشتني ترين مرد رو زمين

آخرين وصيتش اين بود كه تو محروم ترين نقطه اردبيل  جلوي در يكي از مدرسه هايي كه ساخته بود دفنش كنن - روحش شاد

خواهشا : يه فاتحه براي شادي روحش

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 8 AM  توسط شیما  | 

انتظار

تا نامت را مي برم قلبم غريبي مي كند

چشم انتظاري در دلم درد عجيبي مي كند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 4 PM  توسط شیما  | 

خسته ام

خسته....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 1 PM  توسط شیما  | 

زندگي غمگين من

اين روزها در زندگي غمگين من چيزي كم است

حس دوست داشتن تو

آري ديگر تو را هم دوست ندارم

بعد از له شدن ته مانده  شخصيت و غرورم براي هميشه تو را ترك خواهم كرد

بگذار اين اندك دارايي من هم براي تو باشد...............

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 8 AM  توسط شیما  | 

نیمه ی شعبان

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمی گردد

به امید آن روز..........................

نیمه ی شعبان مبارک.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 2 PM  توسط شیما  | 

نی نی...........بی بی

بی بی ها هم روزی نی نی بودند بازی زمانه نقطه ها را جا به جا کرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 4 PM  توسط شیما  | 

سال نو مبارک


                          بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز

                            بهار زندگیتان بی انتها باد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 5 PM  توسط شیما  | 

برمیگردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفته بودم که تو بر خواهی گشت

من شنیدم که تو می آیی باز

کوچه های دل خود را همه آذین بستم

خاک را باران را آب را آینه را

قاصدک های پیام آور را

همه هستی همه زیبایی را به تماشای تو دعوت کردم

من بر این باور خود می مانم که تو خواهی آمد....................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10 AM  توسط شیما  | 

شوق زندگی.....

بهترینهای زمین و زمان و آسمان تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش بهم شوق زیستن میده............
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 3 PM  توسط شیما  | 

معادله

همیشه نگاهی  را باور کن که گرچه دور از توست ولی چشم انتظار دیدنه توست.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9 PM  توسط شیما  |